سديد الدين محمد غزنوى
مقدمه 39
مقامات ژنده پيل ( فارسى )
كه لحنى تند و عارى از تملق دارد و مؤاخذهآميز است در كتاب مقامات نقل شده است « 1 » . شرح اين داستان را گردآورندهء كتاب فرائد غياثى ، كه مجموعهايست از مكاتيب و منشآت ، نيز نقل كرده و متن نامهء شيخ را در آغاز كتاب قرار داده است « 2 » . ملاقات سنجر احمد را مؤلف مقامات مدعى است كه سنجر يكبار نيز براى ديدار شيخ احمد به قريهء معدآباد آمده است « 3 » . روىهمرفته بعيد نيست بلكه قويا محتمل است كه سنجر نسبت بشيخ احمد ارادت مىورزيده و او را احترام مىنهاده و رابطهاى نيز با او داشته است . بهترين گواه اين امر حكايت مزبور كه آلوده به مبالغه مىباشد نيست بلكه متن نامهايست كه شيخ احمد در جواب سلطان سنجر راجع بنشان دوستان حق نگاشته و اين سؤال و جواب ضميمهء نسخهء حاضر مقاماتست و بچاپ مىرسد « 4 » . اما دربارهء رفتار و زندگانى يوميهء شيخ احمد مع الاسف در مقامات ذكرى نيست . محمد غزنوى با آنكه ساليان متوالى با احمد بسر برده و شاهد زندگانى روزمرهء او بوده ، در اين خصوص ذكرى به ميان نياورده است . از حكايات كتاب چنين برمىآيد كه شيخ احمد مردى بسيار مقتدر و پرنفوذ ، چنانچه از لقب ژندهپيل برمىآيد ، دمان و خروشان بوده و از قدرت معنوى خود براى پيشرفت مقاصدش استفادهء كامل مىكرده است . تمتع از زندگانى احمد زاهدى گوشهنشين و تارك لذّات دنيوى و گرفتار اندوه و رنج و باصطلاح دچار « قبض » نبود بلكه از همهء خوشىهاى زندگى ظاهرى بهره مىگرفت و ديگران را نيز در حدود شريعت
--> ( 1 ) - مقامات ، شماره 17 ، ص 56 . ( 2 ) - فرائد غياثى ، نسخهء اياصوفيا شمارهء 4155 . عكس اين نسخه را فاضل گرامى آقاى دكتر عباس زرياب خوئى يكى دو روز در اختيار من گذاشتند و مرا رهين منت خود نمودند . ( 3 ) - مقامات ، شمارهء 16 ، ص 55 . ( 4 ) - كتاب حاضر ، ص 337 .